انواع پاکت نامه

پاکت نامه محصولی است برای بسته بندی که معمولا از جنسی صاف و ساده مانند کاغذ تهیه می شود و طوری طراحی شده که یک جسم صاف مانند سربرگ را در خود جای دهد. به طور معمول پاکت نامه از برش کاغذ به یکی از سه روش زیر به دست می آید: برش نوری یا الماسی، صلیب با بازوی کوتاه و بادکی. این اشکال باعث می شوند در صورت تا شدن به طرف مرکز، یک شکل مستطیلی یا مربعی بسازند که از چهار طرف آن دارای همپوشانی با طرف مقابل است و به این ترتیب تا کردن به گونه ای باشد که آخرین تایی که باید بسته شود در سمت کوتاه پاکت باشد از آن در صنعت تولید پاکت های تجاری به عنوان جیب نام برده می شود. گرچه در اصل می توان تاخوردگی ها را در نقاطی که با هم همپوشانی دارند به یکدیگر چسباند که از این نوع معمولا برای فرستادن نامه استفاده می شود. در برخی پاکت ها از فیلیگران استفاده می شود که می توان آن را ته نقش نامید و آن عبارت است از نوشته یا علاماتی که در متن خمیر کاغذ پیدا می شود و زمانیکه پاکت را مقابل نور قرار دهیم دیده می شود.

ادامه

تاریخچه ای از پاکت نامه

تا سال ۱۸۴۰ تمام پاکت نامه ها دستی ساخته می شدند، یعنی دستی و تک تک بریده می شد و شکل می گرفتند. در آن سال جرج ویلسون در انگلستان روشی ابداع کرد که توسط آن از یک کاغذ بزرگ تعدادی پاکت نامه بریده می شد. بنابراین مقدار کل ضایعات و دور ریز کاغذ کاهش می یافت.

در سال ۱۸۴۵ ادوین هیل و وارن دلارو، دستگاهی ساختند که با بخار کار می کرد و تنها پاکت ها را می برید بلکه تا هم می کرد. (هر چند فرآیند چسب کاری مکانیزه هنوز طراحی نشده بود)

تاریخچه سربرگ

حدود ۳۰سال قبل در طی یک لحظه جادوئی در تاریخ چاپ گروهی از متخصصان فوق العاده باهوش یکدیگر را یافتند و جلساتی بسیار طولانی برگزار کردند و به تبادل اطلاعات و فنون پرداختند.

پیدایش، رشد و توسعه سربرگ ها بدون وجود یک سازمان بدون هدایت کننده صورت گرفت، هفت نفر از افراد هنرمند که استقبال کنندگان اصلی سربرگ ها بودند: باب میچل، مارک ارتیس، جان فرایزر، مایک رالی، نوئل وبر، ارل وهیل، ریک فلورس. این افراد همچنان که در فن و فهم پیشرفت می کردند به شرکت در مسابقه سالیانه تایمز روی آوردند عموما در هر زمینه ای برنده بودند، پس از آن که سربرگ ها در مجله تایمز مطرح شدند بقیه فعالان این عرصه آن را فرا گرفتند و گسترش دادند.

در ۱۹۸۲ لوئل وبر V.B.Q.BoiseBA را بنیان نهاد و از دست اندرکاران این رشته در کل کشور دعوت به عمل آورد اولین نشست ها بر تکنیک های بر نقاشی و حکاکی و طراحی بر روی سربرگ تاکید داشت. در حالی که در آخرین نشست ها ورود به عصر کامپیوتر مورد توجه و قبول واقع شده شرکت های طراحی امروزه تلاش می کنند خلاقیت و تکنیک خود را به نمایش بگذارند.

تاریخچه کارت ویزیت

کارت های ویزیت ابتدا در فرانسه در قرن ۱۷ به صورت کارت های دیدار یا ملاقات از آنها نام برده می شد. اندازه این کارت ها کمی کوچکتر از اندازه دست یک انسان بود. سپس این کارتها به صورت کارت های دعوت تبریکات و مراسمات و مناسبت ها و … مرسوم گشت. اولین کارت های ویزیت در فرانسه در طی پادشاهی لویی دوازدهم ظاهر شدند.

در انگلستان کارت های ویزیت به عنوان کارتهای بازرگانی معرفی و شناخته می شدند. این کارت ها نسبت به کارت های تجاری Bussinesscard مقدم تر بودند. کارت های بازرگانی بسیار مورد استفاده تاجران و بازرگانان بودند. این کارت ها به صورت راهنما بوده و نقشه نیز بر آن چاپ می شد تا بازرگانان را علاوه بر معرفی به سمت فروشگاه ها هدایت نماید. روش چاپ این کارت ها ابتدا به صورت لتوپوس یا باسمه چوبی بود که رواج داشت اما بعد از حکاکی استفاده می شد. از قرون ۱۹ به بعد کارت های بازرگانی با تک رنگ های ساده عرضه می شدند.

ادامه

صفحه آرایی اوراق اداری

با توجه به اهمیت اوراق اداری در حیات سیاسی و اجتماعی و ارتباطی کشورها و به خصوص با عنایت به نقش ضعیف و در عین حال عمیق آن در توسعه فرهنگی و تعالی جامعه، به کارگیری امکانات پیشرفته و تکنولوژی روز از ضرورت های عصر حاضر است.

آلوین تافلر نویسنده و نظریه پرداز معاصر معتقد است که: <<دانایی، خود قدرت محسوب می شود>> اگر روزی قدرت شمشیر یا لوله تفنگ کارساز بود و روزی دیگر سرمایه و امکانات مادی، فردا هر جا که اطلاعات بیشتری انباشته شده باشد، قدرت بیشتر را در آنجا خواهید دید و این احتمال وجود دارد که دانایی سرچشمه همه گونه قدرت باشد و هرکس یک کلام بیشتر بداند، یک گام پیشتر هم بایستد و بدون شک گرافیک در تولید این دانایی نقش مهمی دارد.

ادامه

رنگی یا سیاه و سفید

یکی از مهمترین کیفیات بارز رنگ کیفیت بیانی آن است که جنبه های کاربردی رنگ مخصوصا در ارتباطات تصویری به این خصیصه ارتباط دارد.

حالا نوبت رنگ است. یعنی جالبترین ویژگی هر موضوعی که می تواند الگویی انتخابی برای طراحی یک ست اداری با ترکیب بندی مناسب باشد. برای مثال رنگ سبز می تواند بسیار شدید و بی روح یا بسیار جاندار و با احساس مشاهده گردد. می تواند عامل حرکت یا بیان کننده بیماری و پوسیدگی باشد. از طرف دیگر می تواند بیانگر صلح و آرامش و با طبیعت و روستا و طریقه سالم زندگی در پیوند باشد. البته صحبت از معقوله رنگ دلیل بر این نیست که فضای ست اوراق یا فضای طراحی آن حتما سرشار از رنگ های متنوع باشد به عنوان مثال استفاده از یک رنگ تند از خانواده رنگ گرمی چون قرمز که تمام پس زمینه یک سربرگ را پوشانیده است و نوشته ها به صورت فانتزی قرار گرفته و به طوری که از یک امر یا روح تصویری در یک اصطلاح مدرن استفاده شده است. اما می توان این احساس را درک کرد که خوانایی یک نامه طولانی در روی چنین رنگی مشکل و خسته کننده است. البته گاهی طراحی ست با استفاده از کمترین رنگ یا به صورت دو رنگ و یا به صورت سفید و سیاه و رنگمایه های خاکستری ترکیب بسیار زیبا و جالبی را در آن ایجاد کرده است. (البته بستگی به موضوع دارد) می توان در کار طراحی با صراحت بیان کرد که کارها به صورت سلیقه ای می باشند و هر طراح و گرافیست کار را به شیوه خاص خود و تصورات و استنباطی که از موضوع مورد نظر دارد طراحی را شروع می کند.

زمانی که یک کار چاپی به ما واگذار می شود باید همه جوانب را در نظر گرفت موضوع و پیام موضوع که حرف اول را می زند و باید در این مورد حساب شده عمل کرد تا بتوان از عهده کار و مسئولیتی که بر دوش است به صورت حرفه ای با رضایت مشتری در آمد.

وقتی سفارش را گرفتیم باید بدانیم و بیاندیشیم که چه کاری را، برای چه و به چه منظور انجام می دهیم. یا اینکه سفارشی که گرفته ایم رنگی است یا سیاه و سفید؟ اگر رنگی است قرار است دو رنگ چاپ شود یا چهار رنگ؟ رنگ های گرم در آن استفاده شود یا سرد یا تلفیقی از این دو. مثلا برای طراحی ست اوراق تجاری خرید و فروش یخچال و فریزر استفاده از رنگ هایی از خانواده سرد و درجاتی از تونالیته آبی و از این قبیل برای طراحی این ست بسیار مناسب است چرا که با نگاه بر آن احساس خنکی به ما دست می دهد یا برای ست تجاری فروش شومینه و گاز و مشعل استفاده از رنگی از خانواده رنگ گرم مناسب می باشد چرا که شور و حال گرما در آن احساس می شود و برای طراحی ست اوراق برای محیطی فرهنگی و عملی چون کودکستان استفاده از رنگ های شاد و جذاب که به نوعی با روحیه شاداب و پر هیجان بچه های این گروه سنی هماهنگی دارد نیز مناسب می باشد.

استفاده از کتابچه رنگ های CMYK : شما پشت کامپیوتر نشسته اید و رنگ های مختلف را روی طرح مورد نظرتان می گذارید و یکی را با حال و هوای کار خود مناسب می بینید. همه کارها انجام می شود و طرح به تایید کارفرما می رسد اما کار چاپ شده با آنچه بر روی صفحه مانیتور دیده اید، شده است. برای رفع این مشکل و اشراف داشتن به رنگ های مورد استفاده در طرح خود، بهتر است از کتابچه رنگهای CMYK استفاده نمایید. در این کتابچه که در بازار یافت می شود رنگ های مختلف با درصد ترامهای بکار رفته در آنها نمایش داده شده است. به عبارت دیگر می توان رنگ مورد نظر را در کتاب یافته و درصد رنگ های آن را در کار خود وارد کنید. دقت کنید که آنچه روی مانیتور میبینید با آنچه در کتاب چاپ شده است کمی متفاوت خواهد بود و درست به همین خاطر است که استفاده از کتابچه رنگ های CMYK در رسیدن به خواسته ها و رنگی که می خواهیم در کارمان به کار ببریم می تواند مفید باشد. انتخاب رنگ در کار طراحی به واسطه نرم افزارهای موجود چنان ساده شده است که گاهی طراح بدون در نظر گرفتن نکات منفی اقدام به انتخاب رنگ مورد نظر خود می کند، به عبارت دیگر با توجه به دید و شناخت خود از رنگ ها، از پاکت رنگ یکی را انتخاب می کند غافل از اینکه ممکن است این عمل گاهی موجب نازیبایی و حتی خرابی کار شود.

ترکیب بندی

راهنمایی های دستوری برای سواد بصری مهمترین گام در حل یک مسئله بصری، کومپوزیسیون یا ترکیب بندی آن است. رسیدن به معنای مورد نظر در یک عبارت تصویری بستگی زیادی به نوع ترکیب بندی آن دارد. علاوه بر آن ترکیب بندی یک اثر در جلب توجه بیننده، نیز نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. کسی که می خواهد از راه تصویر با دیگران ارتباط برقرار سازد، در این مرحله ی بسیار حیاتی از کارش بیش از هر مرحله ی دیگری می تواند و باید بر کارش احاطه و نظارت کامل داشته باشد، زیرا او برای القای منظورش از بهترین موقعیت برخوردار است. ولی همانطور که بیش از این اشاره شد در شیوه ی ارتباط بصری نمی توان چند ساخت محدود و معین تجویز کرد پس چگونه می توان با اطمینان خاطر در این زمینه نظارت و سلطه ی خود را بر کار اعمال کرد تا بتوان سازنده و بیان کننده ی عبارتی باشید که همه قادر به فهم آنها باشند؟

نحو در دستور زبان عبارت است از روش استفاده از کلمات با ترتیبی درست در جمله و قواعد آن به روشنی تعریف شده است و فهم آن فقط نیازمند اندکی هوش و دقت است. ولی این نوع قواعد در آموزش بصری فقط به ما ترتیب به کار بردن درست اجزای تصویر را نشان می دهد و مسئله چگونگی برخورد ما به جریان کلی ترکیب بندی باقی می ماند. این برخورد و نگرش باید با دقت و علم به این موضوع باشد که تصمیمات ما در این زمینه تاثیر بسیار مهمی بر نتیجه ی نهایی کار خواهد گذاشت. در اینجا از قواعد جزمی و مطلق خبری نیست ولی با این وصف درباره ی نتایج کار جمع آوری و سازمان دهی اجزای مختلف بصری در یک کار و تاثیر آن بر محتوای کار اطلاعات نسبتا زیادی در دست است. بسیاری از راهنمایی ها برای فهم محتوای شکل های بصری نتیجه ی تحقیقاتی بوده که درباره ی جریان و نحوه ی کار حواس انسان صورت گرفته است.

ترکیب بندی یا نحوه کنار هم قرارگیری عناصر مختلف نقش به سزایی در اثر بخشی آن عناصر به عهده دارد. عناصر و اجزاء در کنار هم معنی واقعی خود را پیدا می کنند. پس از انتخاب عناصر مانند فرم و ساختار، رنگ و بافت و جنسیت لوگو، نقوش و آرم … مهمترین مسئله فرا روی طراحان این است که چگونه این عناصر را در کنار هم قرار دهند و با هم در آمیزند تا ضمن ایجاد زیبایی، هویت مطلوبی که برای موضوع در نظر گرفته شده به بینندگان القا گردد. دقت نظر طراح، هوشیاری و تجربه او و تیمی که ممکن است به او یاری رسانند تا تصمیم بگیرد که به چه نحوی عناصر مختلف طراحی، کنار هم قرار گیرند یا به عبارتی ترکیب بندی شوند، نقش تعیین کننده ای در میزان تاثیر بر مخاطبان و موفقیت اوراق اداری (کارت ویزیت، سربرگ، پاکت نامه) خواهد داشت.

صفحه آرایی – ترکیب بندی:

مهمترین گام در ارائه یک اثر زیبا و هنری چگونگی چیدن عناصر (تصویر و متنی) به اصطلاح صفحه آرایی و ترکیب آنها با هم می باشد. علاوه بر آن ترکیب بندی یک اثر در جلب توجه بیننده نقش بسیار مهمی را ایفا می نماید. یک گرافیست خوب در آثار خود باید با چیدن عناصر اعم از حروف، تصویر و سایر عناصر بتواند مجموعه ای را به وجود بیاورد که رسیدن به معنای مورد نظر را آسان ساخته و ذهن بیننده را آشفته نسازد و برای وی قابل درک باشد. علاوه بر آن زیبا و دوست داشتنی و اصولی نیز باشد. این برخورد و نگرش (صفحه آرایی) باید با دقت و علم به موضوع باشد در این ارتباط از قواعد مطلق خبری نیست ولی با این اوصاف درباره ی نتیجه ی کار نهایی و سازماندهی اجزای مختلف بصری در یک کار و تاثیر آن بر محتوای کار اطلاعات نسبتا زیادی لازم است.بسیاری از آن اطلاعات برای فهم محتوی شکل های بصری نتیجه تحقیقات و تجربیاتی بوده است که درباره نحوه کار حواس انسان توسط هنرمندان از ابتدا تاکنون صورت گرفته است.

صفحه آرایی به عنوان فن ایجاد تعادل و توازن در آثار هنری نقش اساسی و مهم دارد. از این جهت که کلیه عناصر متعدد وقتی به شکل هماهنگ در کنار هم قرار می گیرند به نظر زیبا و چشم نواز می رسند و علاوه بر آن عناصر فوق ضمن ایجاد تعادل در یکدیگر نیز تاثیر گذار هستند. صفحه آرایی فقط چیدن و در کنار هم گذاشتن عکس و متن تایپ شده با نظم معین نیست چرا که همواره زیبایی با منطقی و علمی بودن آن در یک جهت نمی باشد. صفحه آرایی و ترکیب بندی خوب باید در بیان عمق موضوع و درک بهتر محتوا مفید و موثر باشد.

برای یک صفحه آرایی خوب باید هنرمند از بهترین ابزارها و بهترین عناصر بصری در صفحه خود سود جوید وقتی صحبت از نوع حروف است باید از بین حروف مختلف (به اصطلاح نامزد های مختلف) بهترین را انتخاب کرد و بکار گرفت.

همچنین شکل حروف، اندازه و تضاد موجود میان عناصر نوشتاری باید کاملا متناسب و مناسب با عکس و طرح و در جهت تکمیل همدیگر به کار گرفته شوند. در صفحه آرایی وحدت و انسجام خیلی مهم است. اتصال یا امتداد یک خط منحنی یا مستقیم به هریک از موضوعاتی که در یک صفحه قرار دارند می تواند چشم مخاطب را طبق نظر و هدف صفحه آرا در تمام جهات صفحه به چرخش در آورده و با ایجاد تنوع در چیدن حروف با فرم های مختلف از یکنواختی بکاهد.

در یک صفحه آرایی خوب باید از وجود فضاهای خالی بدون استفاده پرهیز شود. علاوه بر آن با کنترل فضاهای منفی می توان به وحدت و انسجام میان سفیدی و سیاهی رسید. صفحه آرایی به شیوه های مختلف متقارن و غیر متقارن انجام می شود که هرکدام در جای خود حائز اهمیت است.

رعایت اندازه و تناسب و کنترل نقاط حساس صفحه و چیدن عناصر اصلی در نقطه طلایی که بر اساس اصول ریاضی و محاسبات آن حائز اهمیت می باشد.

اصلی ترین و ابتدایی ترین کار صفحه آرا شناسایی آن نقاط و تقسیم بندی صفحه به سطوحی است که در کنار هم قرار گرفته و مجموعه هماهنگی را به وجود می آورند.

وقتی طراحی را بوسیله رنگ ها ، شکل ها، خطوط، بافت ها، اندازه هایی به وجود می آوریم و آنها را در کارمان به یکدیگر مربوط می سازیم این کار در واقع کمپوزیسیونی است که طراح بوسیله آن می خواهد منظور خود را بیان کند.

ترکیب یک اثر تصویری نقش بسیار پر اهمیتی در ایجاد زیبایی هنری آن دارد. به عبارت دیگر، یکی از عوامل مهم زیبایی در یک کار هنری کمپوزیسیون آن است. البته باید توجه داشت که برای ایجاد یک ترکیب خوب بصری، قانون و فرمول مشخص و قاطعی نمی توان ارائه داد. در واقع این مسئله بستگی به طرز دید و اندیشه هر هنرمند دارد ولی می توان به بعضی اصول و نکاتی که باعث بیشتر یک ترکیب بصری می شود اشاره کرد: مهمترین عامل فیزیکی و فیزیولوژیکی بر حواس بشر نیاز او به تعادل است. تعادل وضعیتی مقابل واژگونی است.

تعادل یک کمپوزیسیون، شبیه در یک تراز است.

به این معنا که وقتی تعادل در یک صفحه به وجود می آید که کلیه عناصر موجود در صفحه یا کادر در تمام سطوح صفحه به گونه ای تقسیم شوند و قرار گیرند که چشم بیننده همه آن ها را با هم با هم ببیند و به راحتی در کل صفحه گردش کند. به عبارت دیگر اگر تمام یا بیشتر عناصر در یک طرف صفحه جمع شوند و طرف دیگر خالی بماند، این صفحه دارای تعادل نیست و یا مثلا در طراحی کارت ویزیت یا سربرگ و پاکت نامه فرض کنیم سطوح رنگی بیشتر در یک طرف باشند و سطوح غیر رنگی در اطراف دیگر، باز این صفحه از نظر بصری متعادل نسیت.

گاه طراحی یک ست ممکن است به گونه ای باشد که مثلا در کارت ویزیت عناصر بصری در یک نقطه به طرز زیبایی روی هم نشسته اند و ترکیب جالبی را به وجود آورده اند و طرف دیگر صفحه خالی مانده که طراح می تواند در طرف خالی صفحه حروف و نوشته یا به گونه ای در آورد که با عناصری که در یک نقطه جمع شده اند نوعی تعادل حسی ایجاد کند.

در مورد دو می توان این مسئله را مطرح کرد که هر عنصر یا شکل دارای نیرویی است که در صفحه می تواند خودنمایی کند و زمانی که چند عنصر یا شکل در یک کمپوزیسیون در کنار هم قرار می گیرند، نیروهای مختلف آنها با یکدیگر برخورد می کند و ترکیبی را به وجود می آورند برای آنکه این ترکیب از یک تعادل و توازن خوب و جالبی برخوردار باشد باید این عناصر و شکل ها را به گونه ای کنار هم قرار دهیم که از نظر بعدی دارای نیروهای مساوی و یا متعادل باشد.

در مورد سوم نیز می توان گفت که تمام شکل ها در طبیعت بر یک زمینه قرار دارد. به عبارت ساده تر، کلیه اشکال خارج از فضای اطراف خودشان نیستند و هر شکلی در زمینه اطراف خود قرار دارند. شکل های اصلی فضاهای پر هستند و شکل های زمینه، فضاهای خالی را تشکیل می دهند.

در این مبحث لازم شد به این نکته اشاره کنیم که هرچند حتما باید نکات فوق برای طراحی یک ست اداری را رعایت کرد و در این شکی نیست ولی این را هم می توان گفت که یک طراح یا گرافیست وقتی وارد بازار کار می شود ممکن است با هر نوع مشتری سر و کار داشته باشد. هرکدام از آنها دارای یک تفکر و طرز فکر و اندیشه برای تحلیل کار خود دارند و در آخر کار خود را بررسی می کنند که اگر اتودها تایید شد طراح می تواند آن را اجرا کند این امکان وجود دارد که هر اتودهایی که طراح به مشتری نشان می دهد آنچنان که باید و شاید مورد قبول مشتری نیست و ممکن است ابهاماتی را برای او به وجود بیاورد هر چند که این توده ها از نظر ما تاکید شده هستند چون طبق قوانین و با در نظر گرفتن سواد بصری طراحی و از هر نظر بررسی شده اند. یک طراح و گرافیست خوب و موفق نباید هیچگاه ایده و نظر خود را به زور به مشتری تحمیل کند زیرا در چنین مواقعی ممکن است مشتری ناراحت شده و متوجه منظور طراح نشود و نهایتا کار را به دیگری واگذار کند و در واقع در بازار کار ممکن است طراح فرصت کاری خوبی را با سهل انگاری از دست بدهد.

یک طراح باید بداند چگونه و با چه لحنی با مشتری برخورد کند. مشتری که هیچ تخصصی از رشته گرافیک ندارد و کلمه کمپوزیسیون تا بحال به گوشش نخورده وقتی که طراح از اصطلاحات گرافیکی کار خود را برای او توضیح می دهد هر چند این اصطلاحات برای طراح شناخته شده و عادی می باشند مسلما این مشتری متوجه منظور او نخواهد شد. طراح باید بداند که با این قبیل مشتری ها چگونه باید برخورد کرد. این بدان معنا نیست که تخصص طراحی خود را به دست مشتری ناشی بسپاریم و او هرچه گفت ما انجام دهیم بلکه ما باید با اصول و منطق مشتری را با روال کار آشنا کنیم و ترکیب بندی را ایجاد کنیم که واقع به نوعی از تکنیک هایی در کار استفاده کنیم که هر عامه پسند باشد که نهایتا می توانیم یک ایده هنری و مورد پسند مشتری و عموم را ارائه دهیم.

دریافت حسی و ارتباط بصری (هدایت چشم)

معنا، در پیام های بصری فقط نتیجه جمع شدن تاثیرات حاصل از ترکیب عناصر اولیه نیست، بلکه چگونگی آن تا حدود زیادی به دستگاه حسی خاصی که در تمام انسان ها به طور یکسان عمل می کند نیز بستگی دارد به عبارتی ساده تر، وقتی طرحی را به وسیله رنگ ها، شکل ها، خطوط، بافت ها و اندازه هایی به وجود می آورید و آن ها را در کار به یکدیگر مربوط می سازید این کار در واقع کومپوزسیونی است که طراح به وسیله آن می خواسته منظور خود را بیان کند. ولی عمل دیدن مرحله مستقل دیگری در ارتباط بصری است. دیدن، جریان وارد شدن خبر به دستگاه عصبی است که از طریق حس شدن نور به وسیله ی چشم ها صورت می پذیرد. این کار کم و بیش برای همه عادی و یکسان است و اگر چنین نبود  مردم قادر نبودند درباره ی معنای پدیده های بصری اشتراک نظر داشته باشند.

این دو گام مستقل از یکدیگر، یعنی طرح کردن و دیدن در عین حال، هم از نظر معنا به طور کلی و هم در مواردی که منظور مشخصی از یک پیام وجود دارد به یکدیگر وابسته اند. تا اینجا به دو نوع معنا در پیام اشاره کردید یکی معنا و حال و هوای کلی یک بصری و دیگری معنای خاص و مشخص موجود در آن، ولی بین این دو نوع معنا نوع دیگری از معنای بصری نیز وجود دارد و آن معنا از نظر کار ویژه ی آن است، کار ویژه ای که اشیاء به خاطر آن طرح و ساخته شده اند تا به رفع برخی نیازمندی ها بپردازند. ظاهرا به نظر می رسد که پیام نهفته در این نوع اشیا نسبت به موارد استفاده ی آنها جنبه ی ناچیز و فرعی دارد، ولی در حقیقت اغلب خلاف آن مشاهده می شود زیرا بسیار اتفاق می افتد که اشیایی نظیر لباس، خانه، بناهای عمومی و حتی آثاری که به وسیله ی صنعتگران غیر حرفه ای به وجود آمده است می توانند مطالب زیادی درباره ی شخصیت کسانی که آنها را طرح کرده اند و یا انتخاب نموده اند، حکایت کنند و از این روست که یک فرهنگ خاص را از طریق مطالعه و بررسی جهان ساخته و پرداخته ی دست این صنعتگران، ابزار آلات و آثار هنری آنها درک می کنید.

عمل دیدن، واکنشی در مقابل نور است. مهمترین عنصر ضروری برای این نوع تجربه و حس، وجود رنگمایه یا تونالیته است. کلیه عناصر بصری دیگر به وسیله ی نور بر ما مکشوف می شوند و در نتیجه آنها، در مقایسه با عنصر رنگ مایه، در درجات بعدی اهمیت قرار دارند. منظور از تونالیته یا رنگمایه میزان وجود یا فقدان نور است. وجود تمام مصنوعات بشر و یا اشیای محیط اطرافش به وسیله نور بر او آشکار می شود.

عناصر دیگر بصری پس از تونالیته یا رنگمایه عبارتند از: خط، رنگ، شکل، جهت، بافت، مقیاس، بعد و حرکت، تعیین آنکه در یک اثر بصری کدام عنصر بر دیگری غالب است بستگی به ماهیت و نوع آن دارد، خواه طراحی شده باشد خواه به طور طبیعی وجود داشته باشد. برای مثال اگر گفته شود نقاشی در درجه ی اول اثری است که در آن رنگمایه و سپس شکل و جهت همراه با بافت و رنگ و احتمالا بعد و حرکت به صورت مجاز در آن به کار رفته تعریف بسیار ناقصی خواهد بود. زیرا این تصویر به هیچ وجه بیانگر توان و نیروی بالقوه ی بصری که در نقاش وجود دارد نیست. انواع مختلفی که یک عبارت بصری می تواند به خود بگیرد تا آن را نقاشی نامید بی نهایت زیاد است. انتخاب یکی از این انواع بستگی به آن چیزی دارد که در ذهن هنرمند است و می خواهد آن را بیان کند. او بر بعضی از عناصر نسبت به دیگران تاکید بیشتری می کند و تکنیک یا فنی را مطابق برنامه ای خاص انتخاب می کند و بدین وسیله معنای مورد نظرش را می یابد.

نتیجه نهایی این کار همان عبارت و بیانی است که هنرمند حقیقتا آن را می جسته است. ولی معنای یک عبارت بصری بستگی به واکنش تماشاگر نیز دارد، زیرا تماشاگر نیز از طریق برخی داروهای ذهنی خود به تعبیر و تفسیر آن عبارت می پردازد و آن را تا حدودی دستخوش تغییر قرار می دهد. تنها عاملی که نزد هنرمند و تماشاگر و در واقع نزد همگان یکسان است، حس باصره می باشد که عبارت است از اجزای فیزیولوژیک و روانی سلسله اعصاب و نحوه ی کار آنها و دستگاه حساسی که بدان وسیله می بینند.

روان شناسی گشتالت در زمینه دریافت های حسی، تحقیقات و بررسی های ارزنده ای انجام داده است که در نتیجه ی آن اطلاعات نسبتا زیادی درباره ی نقوش بصری و اهمیت آن گرد آمده و نیز درباره ی نحوه ی دیدن و چگونگی سازمان یابی و بیان اخبار بصری به وسیله ی انسان کشفیاتی حاصل شده است. عوامل فیزیکی و روانی در این دارای کیفیت نسبی هستند و نباید آن را جزمی تصور کرد. هرنقش بصری دارای کیفیتی پر تحرک و فعال است که برای تعریف آن از نظر عقلی یا عاطفی و یا مکانیکی، صرفا به عواملی نظیر اندازه یا جهت یا شکل نمی توان اکتفا کرد. عناصری که نام آنها یاد شد، محرک هایی هستند که به خودی خود فاقد هرگونه تحرکی هستند ولی نیروهای فیزیکی و روانی که به واسطه ی آنها برانگیخته می شود، تمام فضاهایی را که در آن قرار گرفته اند دگرگون می کند و به طورکلی باعث به وجود آمدن حالت تعادل یا عدم تعادل می شود.

دریافت و برداشت ما از یک طرح یا شیء موجود در محیط ناشی از مجموع این عوامل است. دیدنی ها پدیده هایی صرفا خارج از ما و تصادفی نیستند، بلکه آنها به منزله تجربیات و وقایعی برای حس باصره ی ما هستند و دارای یک تمامیت اند که نتیجه ی اتحاد و تشکل پاره ای از کنش ها و واکنش های بیرونی و درونی می باشند.

عناصری که در دستور و قواعد بصری باید بدان آگاهی داشت انتزاعی هستند ولی به هر حال می توان خصوصیت کلی آنها را تعریف کرد. معنا در یک بینا انتزاعی بسیار فشرده است و تعقل از راه میانبر به مقصد می رساند و چون به طور مستقیم با عواطف و احساسات تماس پیدا می کند، معنا را به صورت موجز و متراکم از بخش آگاه ذهن مستقیما به ناخودآگاه می برد.

یک خبر بصری به دو صورت می تواند حاوی معنا باشد. یکی از راه معنای خاصی که در سمبل ها یا رمزهاست و دیگر از طریق تجربیات یکسان و مشترک از محیط اطراف که باعث تداعی معانی از یک خبر بصری می شود. برای بررسی کردن منظورمان از تجربیات مشترک، چند مثال از برخی کیفیات که همه از نظر بصری با آن آشنا هستید و می توانید آن را تشخیص دهید مفید است؛ بالا، پایین آسمان آبی، درختان قائم، ماسه های ریز، آتش قرمز- نارنجی- زرد، و امثال اینها. بنابراین خواه ما نسبت به این موضوع آگاهی داشته و خواه نداشته باشید، کم و بیش واکنشی یکسان نسبت به معانی آنها از خود نشان می دهید.

در ترکیب بندی یک اثر گرافیکی به ویژه در اوراق اداری افزون بر ایجاد هویت و تشخیص قابل درک برای مخاطبان و به وجود آوردن یک اثر خلاق و چشمگیر بسیار مهم است که ایده ی طراح و اطلاعات تصویری و مکتوب، چگونه  و طی چه مراحلی به مخاطبان ارائه شود و بیننده عناصری را نسبت به اجزای دیگر زودتر و با دقت بیشتری ببیند. بسیار اهمیت دارد بدانید کدام عناصر موجب جلب نظر مشتری در رقابت با دیگران خواهد شد و غالبا چگونه بازشناسی می شود و کیفیت و کمیت موضوع از چه طریقی درک می گردد. با کدام یک از عناصر در تصمیم گیری برای انتخاب نقش بیشتری دارد.

فرم و طرح اوراق، لوگو و نوشته های دیگر از قبیل شعار تبلیغاتی (کمتر در اوراق وجود دارد)، رنگ، بافت و جنسیت، عواملی مانند خطوط، نقوش، عکس، تصویر سازی و ده ها مورد مشابه دیگر هر یک در شکل گیری طراحی اوراق اهمیت خاص خود را دارند اما در هر عناصری نظیر لوگو، فرم یا رنگ وجود دارند که بلافاصله ایده درک شده و موجب جلب نظر مخاطبین می شود.

مفهوم رنگ در آثار هنری

رنگ یک کیفیت بصری است که به موجب آن اشیا با نمونه های مختلف در چشم انسان رویت می شوند. در واقع رنگ نام عامی است که بر اثر فعالیت شبکه چشم و نظام عصبی موجود در آن به مجود می آید. بدین ترتیب رنگ واژه ای است که به : سفید، سیاه، قرمز، سبز، آبی و بی نهایت رنگ دیگر که در طیف مرئی وجود دارد و چشم انسان قادر به تفکیک و تمایز آن ها است اطلاق می شود. این محدودیت از رنگ بنفش که دارای کوتاهترین طول موج است به رنگ قرمز که بلندترین طول موج را دارد، ختم می شود (البته در مورد برخی از جانوران و حیوانات این محدودیت وجود ندارد.)

ادامه

طراح و تصویر

تحریک حس بصری، با استفاده از تصویر کار دشواری نیست. طرح، نقش آرم و نوشتار، بر روی اوراق یکی از عوامل مهم طراحی هستند، تمام عوامل موثر در طراحی، مانند خطوط نقوش، تصاویر اعم از عکس، یا تصویر سازی و سبک طراحی به طور مجزا و در کنار هم در ساختن تشخص مورد نظر موثرند بسیاری از اوراق با موضوع مشابه در طرح های متفاوت از نظر فرم به کار رفته، ارائه می شوند، در این صورت مصرف کنندگان از روی طرح و نقش آنها که به نوعی نشان تبدیل شده اند آن ها را می شناسند.

یک اوراق با طرحی به سبک کلاسیک و سنتی با اوراق دیگر از همان موضوع اما با طرحی مدرن و امروز

ادامه
Call Now Buttonتماس با ما